کوچه شماره ۱۲

روایات یک کوچه

نمی دونم

هرگز فکرشم نمی کردم که یه روزی با بهترین دوستمم به مشکل برسم

و دیگه اون هم نتونه منو درک کنه .. من اشتباه نکردم

من با اشتباهم بین اشتباه دیگران پنهان شدم

**هاتف عزیز پست ها مال خودته و هر کدوم رو که خواستی میتونی برداری رفیق

صاحب اختیاری

۱۲ ۸
میلاد
۲۰ خرداد ۰۸:۰۶
یعنی هاتف رو نخونیم دیگه !!! من به عنوان دوست تو دوستش می داشتم . اگه قرار دوست تو نباشه پس دوست ، دوست منم نیست !

پاسخ :

سلام میلاد جان . قربونت برم بهم لطف داری
راستش من یک اشتباه بزرگی کردم و هاتف کاملا حق اینو داره که درک نکنه.
من دوستش بودم و انتظار داشتم بفهمه.
بله من اشتباه بزرگی کردم که ضرر بزرگی به هاتف زد ولی انتظار داشتم درکم کنه  هاتف پسر خوبیه. دوست خوبیه.  اشتباه بزرگی کردم برای همین حق درک نکردنم بهش میدم
تو دوستیتو قطع نکن . مرامت برای من که ثابت شده
دوست ندارم به خاطر من دوستیت با کسی خراب شه
من باید اشتباه خودمم ببینم
مریــــ ـــــم
۰۷ خرداد ۱۲:۳۶
هعی
منکه بیشترین آزار و درک نشدنو از بهترین و صمیمیترین رفیقام دیدم

پاسخ :

راستش من یک اشتباه کردم و انتظار درک شدن داشتم
ولی خب برای اون این نابخشودنی بود
حق هم داشت
سمیه
۰۷ خرداد ۰۰:۳۵
سلام ؛) حالت خوبه 
چه خبر :) 

چی شده چه مشکلی برات پیش اومده ؟

پاسخ :

اشتباهاتی که دوستیو خراب کرده
آرام :)
۰۴ خرداد ۲۰:۱۴
آقا بلاگر
سلام  ، تعجب کردم تا دیدم پست تون رو آپ کردین ، فکر کردم چشمان اشتباه کرده ..
خب اگه میشه صلح کنید ..

انشالله که حل بشه .

پاسخ :

فعلا که روابط جالب نیست منم نمیخوام جلو برم
لیمو جیم
۰۴ خرداد ۱۶:۲۶
سلام 
خوبی؟
:-( 

پاسخ :

بدک نیستم مرسی
Nelii 💉📚
۰۴ خرداد ۱۵:۵۶
با قضیه ی ننوشتنت میتونم کنار بیام چون میل شخصیته.
ولی این شکراب شدنتون حالمو بد میکنه:(
منم هیچی،مثه مرغ چند تا نوک به این کتاب تست میزنم چند تا به اون یکی.

پاسخ :

ایشالا موفق میشی
من خیلی خراب کردم
Nelii 💉📚
۰۴ خرداد ۱۵:۵۲
:(
دلم گرفت:(

پاسخ :

چرا برای چی
هر اومدنی یه رفتنی پشتشه
چه خبرا چه می کنی
الهه ...
۰۴ خرداد ۱۵:۴۹
دیروز داشتم فکر می کردم وبلاگ که آپ نمی کنی، از بلاگرام هم که رفتی، همین جوری یه پیام بدم ببینم در چه حالی، که خب آپ کردی!

پاسخ :

کلا از فضای وبلاگ کشیدم عقب
احسان ◇
۰۴ خرداد ۱۵:۴۵
چی بگم... خوش حال شدم ستاره وبلاگت رو دیدم.
گاهی موقع ها خودمون توقع بیش از اندازه از دور بری هامون داریم.

پاسخ :

نوکرتم
من اون دوستمو خیلی اذیت کردم
miss bell
۰۴ خرداد ۱۵:۴۱
سلام خوبید؟
حالتون خوبه؟
دلمون براتون تنگ شده بود:)
میدونید من تا پارسال احساس میکرد 7 تا دوست صمیمی دارم ولی الان احساس میکنم یکی هم ندارم:/
[من با اشتباهم بین اشتباه دیگران پنهان شدم]
یه حس عجیبی به این جملتون دارم:(

پاسخ :

چون همه دروغ میگن مثلا
مجبورم منم دروغ بگم .. یا با اشتباه همه
اشتباه کنم
راستی اون ادم که نشد جواب بدم بگم کیه اسمش رو روی پستم نوشتم
Nelii 💉📚
۰۴ خرداد ۱۵:۳۸
ای بابا،این حرفا رو بریزید دور.
ارزش رفاقتتون خیلی بیشتر از ایناست.

پاسخ :

نه من اشتباهاتی کردم که به ضرر اون تموم شد
حق بهش میدم . درکم نمی کنه اشکال نداره
Nelii 💉📚
۰۴ خرداد ۱۵:۳۷
وای ببین کی برگشته*__*
چشم ما روشن

پاسخ :

برنگشتم نلی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
اینجا کوچه دوازدهم است . روایات و اتفاقات یک کوچه
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان